پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
148
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
زيرا از ديرزمانى لاكيدومنيان بر تيسافرنيس بدگمان شده بودند و او مىترسيد كه اين بدگمانى ايشان مايه ناخرسندى پادشاه ايران باشد و براى چاره كار همين كه الكبياديس نزد او رسيد دستگيرش ساخته به سارديس فرستاد كه در آنجا دربند باشد و اميدوار بود كه با اين كار بىحساب خود جبران گذشته را خواهد نمود . ولى پس از سى روز كما بيش آلكبياديس رها گرديده و اسبى گرفته از آنجا بگريخت و چون به كلازوميناى « 1 » رسيد در آنجا كارى كرد كه خشم تيسافرنيس را دوباره گردانيده بدينسان كه خبر داد او را خود تيسافرنيس رها ساخته سپس از آنجا به لشكرگاه آتنيان رفته چون شنيد كه مينداروس و فارنابازوس در كوزيكوس مىباشند بيدرنگ سپاهيان را برداشت و در كشتيها نشانده به پروكونيوس « 2 » شتافت و فرمان داد كه هرچه كشتيهاى كوچك در نيمه راه پيدا كنند دستگير سازند و در درون كشتيهاى خود نهان كنند تا بدينسان آهنگ او بر دشمن پوشيده بماند و چون باران تندى با تگرگ مىباريد و هوا تاريك بود اين حال نيز باعث ناآگاهى دشمن گرديد . بلكه خود آتنيان هم آگاهى از كار نداشتند و او هنگامى فرمان حركت داد كه آنان چنين احتمالى نمىداند . و چون تاريكى شب بگذشت كشتيهاى پلوپونسيان نمودار گرديد كه از بندر كوزيكوس بيرون مىآمدند ! آلكبياديس ترسيد كه اگر دشمن شماره كشتيهاى او را دريابند خواهند كوشيد به خشكى گريخته خود را رها گردانند . از اين جهت دستهاى از كشتيها را دستور داد كه پسمانده هميشه آهسته راه بپيمايند و خود او با چهل كشتى پيش آمده خود را به دشمن نشان داده آنان را به جنگ طلبيد . دشمن فريب خورده و چون جز سپاه اندكى نمىديدند خود را آماده گردانيده به جنگ پرداختند . ولى در اين ميان كشتيهاى ديگر پديدار گرديد و دشمنان چنان ترسيدند و سراسيمه شدند كه ديگر نايستاده روى به گريز نهادند . الكبياديس با بيست كشتى چابك برگزيده از ميان آنان گذشته خود را به كنار رسانيد و كسانى را كه از كشتيها بيرون جهيده در خشكى روى به گريز آورده بودند دنبال نمود و گروه
--> ( 1 ) . Clazomenae ( 2 ) . Procennesus